تعارضات ساختاری (اشکال در پایه): از فاجعه چرنوبیل در اوکراین تا سقوط هواپیمای اوکراینی
وقتی زمزمه های سرنگونی هواپیمای اوکراینی به وسیله نیروهای خودی را شنیدم، مانند بسیاری دیگر، اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که غیر ممکن است. جو سازی رسانه های بیگانه برای خنثی کردن اثر عملکرد ایران در مقابل آمریکاست و باور نکردم تا زمانی که بیانیه و مصاحبه رسمی سپاه را دیدم. درباره این که چرا پس از وقوع حادثه ای در این سطح برای اعلام وضعیت، یک مرجع مشخص تعریف نشده و اعلام نظرهای رنگارنگ، بی اعتمادی ایجاد کرده است، بحثی نمی کنم. اعلام شد که خطای انسانی عامل بروز این حادثه بوده است. اپراتور دستگاه برای تصمیم گیری قطعی درباره شلیک یا عدم شلیک موشک باید با برقراری ارتباط با مرکزی دیگر، در مورد هدفی که نشانه گیری کرده بود اطلاعت نهایی را دریافت می کرد اما اختلال در ایجاد ارتباط و وجود فضای امنیتی موجب شد تصمیم اشتباهی را اتخاذ کند و فاجعه رخ دهد.
واقعیت این است که با وجود شوک وحشتناکی که بر خانواده های کشته شدگان و بر جامعه وارد شد، پیامدهای قابل جبران حادثه هواپیمای اوکراینی از مجرای قوانین مختلف داخلی و بینالمللی پیگیری می شود و خاکستر زمان التهاب این داغ را نیز فرو خواهد نشاند اما سؤالها همچنان باقی می مانند از جمله این که: چطور چنین اتفاقی ممکن می شود؟ چطور ممکن است برای ارتباطات ضروری در سیستم نظامی مجراهای ارتباط جایگزین یا تضمین شده ای وجود نداشته باشد؟ آن وقت است که غم و خشم عالم روی دل و مغزتان هوار میشود که ای داد از ناکارآمدی و بی ظرفیتی ساختاری که توان حمایت ارتباطی از سیستم موشکی اش را ندارد.
برای شرح آن چه فکر می کنم به تخیل جامعه شناسانه شما نیاز دارم چون بخشی از عرائضم انتزاعی است. نکته این جاست که همه نهادها و سازمانها برای جلب مشروعیت و منابع، درگیر انطباق با الزامات برآمده از محیط کلان نهادی هستند و سپاه نیز از این امر مستثنا نیست. این در حالی است که همه سازمانها برای افزایش کارآمدی و بهبود عملکرد خود باید به الزامات برآمده از قواعد فنی نیز پاسخ دهند و البته سپاه در این مورد نیز استثنا نیست زیرا در طول زمان تقسیم کار تخصصی در آن صورت گرفته و بخشهای مختلف برای دستیابی به اهدافی خاص و حرفه ای ایجاد و ساماندهی شده اند.
سپاه به عنوان سازمانی نظامی و نزدیک به راس حاکمیت وظایف خطیری را بر عهده دارد. طبق قانون اساسی نقش سپاه، نگهبانی از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن است. چنین الزامی نهاد نظامی سپاه و سازمانهای وابسته به آن را شدیدا به انطباق با قواعد ایدئولوژیک ساختاری وضع شده از سوی حاکمیت ملزم می سازد. به عبارت دیگر، مجموعه سپاه برای این که بتواند مشروعیت، منابع و اعتبار بیشتری برای بقا و توسعه کسب کند باید به الزامات ایجاد شده توسط نهادهای ایدئولوژیک صاحب قدرت در داخل و خارج از حاکمیت تن دهد. از طرف دیگر همین مجموعه برای افزایش عملکردهای حرفه ای خود باید با قواعد برآمده از الزامات فنی انطباق یابد. حالا شرایط کشور را در سالهای پس از انقلاب از منظر سیر تحولات سیاسی-اقتصادی داخل کشور، سیاست خارجی و روابط بین المللی و منطقه ای مرور کنید. به روشنی میتوان فشاری که بر سپاه و سازمانهای وابسته به آن برای افزایش قدرت نظامی، نفوذ منطقه ای و حفظ نظم موجود وجود دارد را درک کرد.
طبق الزامات حاکمیت یا برخی نیروها و نهادهای قدرتمند خارج از آن، سپاه باید برای تقویت بنیه دفاعی کشور به تولید تجهیزات نظامی اقدام کند. این یک سوی قضیه است. در سوی دیگر بی شک متخصصان شاغل در سازمانهای حرفه ای سپاه میدانند که ساخت تجهیزاتی مانند موشک یک داستان است و آماده سازی بسترهای استفاده امن و کارآمد از آنها داستانی دیگر. این دومی اتفاقا کار دشوارتری از ساختن تجهیزات نظامی می تواند باشد. زیرا تدارک ماده اولیه، دانش فنی و نیروی انسانی در حوزه های محدود کار بسیار ساده تری از ایجاد همکاری و هماهنگی بین شبکهای از سازمانها و نیروی انسانی متخصص است که لزوما جزو سپاه نیستند. بنابراین تعارضی بین الزامات محیط نهادی و الزامات محیط فنی ایجاد میشود. پیامد چنین وضعی، ابهام در اجرای قواعد فنی، ضعف در نظارت، ضعف در کنترل، نادیده گرفتن استانداردهای تخصصی و بالا رفتن احتمال بروز اشتباه و خطا است زیرا الزامات فنی به نفع الزامات نهادی نادیده گرفته می شوند. از فاجعه بزرگی چون چرنوبیل نیز می توان به عنوان یکی از مصادیق تاریخی پیامد این نوع تعارض بین الزامات محیط نهادی و الزامات محیط فنی نام برد که در آن، کسب مشروعیت و منابع از محیط نهادی به راه اندازی طرح در زمان مشخصی منوط شده بود و اعضای سازمان تست ایمنی و الزامات فنی راه اندازی را به نفع الزام نهادی نادیده گرفتند. نتیجه، وقوع فاجعه چرنوبیل بود (تماشای مینی سریال چرنوبیل را به دوستان توصیه می کنم).
تعارض بین الزامات محیط نهادی و محیط فنی میتواند به ناکارآمدی بوروکراسیها و ایجاد فساد ساختاری منجر شود که در مجالی دیگر به آنها پرداخته خواهد شد.