کارمندنامه

امروز جمعه سیزدهم تیر ماه 1399 است و من به نام خدا، دفتر جدیدی از یادداشتها را تحت عنوان "کارمندنامه" در سقایسه آغاز می کنم. آغاز نوشتن این یادداشتها با چهاردهم تیر 99 به عنوان آغاز یکی از مقاطع جدید زندگی من مرتبط است: اولین روز کاری.

پس از پذیرفته شدن در آزمون فراگیر استخدامی سال 97 و گذراندن مراحل مختلف مصاحبه های علمی و گزینشی، از تاریخ 1/3/1399 رسما با عنوان کارشناس روابط کار اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی در مازندران وارد این مجموعه شدم. دو هفته آموزش قوانین و آیین دادرسی کار، شیوه انجام محاسبات و شرکت در تعدادی از جلسات هیات تشخیص را به همراه دو همکار و دوست جدیدم طی کردم و قرار است به امید خدا، فردا اولین روز کاری را در اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی ساری آغاز کنم. درست نمی دانم یادداشتها قرار است دقیقا درباره چه چیزهایی باشد. بیان تجربیات؟ ارائه اطلاعات تخصصی و حرفه ای؟ تجزیه و تحلیل مسائل؟ شاید همه اینها!

حسی که امروز مرا واداشت تا این سرفصل را آغاز کنم هم، درست نمی دانم چیست. شاید نگرانی از شروع کار در ساختاری دولتی باشد که به جهت مطالعاتم در حوزه سازمانها از آسیبها و دردهای مزمنی که بدانها مبتلاست بی خبر نیستم؛ شاید نگرانی از موقعیت شغلی پر تنش کارشناسی روابط کار و قرار گرفتن در جایگاه بررسی و قضاوت باشد؛ یا شاید برآورده نشدن انتظاراتم از شرایط مالی کار. شاید هم ترس از تبدیل شدن به یک کارمند معمولی و از دست دادن قابلیتها و حساسیتهایی باشد که در دوران تحصیل و طی مناسبات علمی-پژوهشی کسب کرده ام. وقتی به نگرانیهایم فکر می کنم، متوجه می شوم که این نگرانی آخر، در اولین ردیف اولویت بندی نگرانیهایم قرار می گیرد!

سؤالی برایم پیش می آید. این که - با احترام به زحمت و تلاش همه کارمندان شریف که امیدوارم من هم جزو آنها باشم - چه توصیفی از کارمند معمولی در ذهن دارم که مهمترین نگرانی ام تبدیل شدن به کارمندی معمولی است؟

کارمند باید تحت شرایط مشخص، وظایف مشخصی را برای مدتی طولانی انجام دهد. فرایند تغییر شرایط کارمند (در معنی تغییر فضا و سطح ارتباطات کاری) آنقدر طولانی است که ممکن است او را گرفتار رکود فکری و روزمرگی کند. منظورم از رکود فکری، از دست دادن توانایی تحلیل انتقادی و وانهادن تلاش برای وسیع اندیشیدن، تحلیل علّی روابط و تعریف و صورتبندی مسائل جاری به شکلی است که بتواند – با توجه به فرصتها و محدودیتهای موجود – به شناسایی مشکلات قابل حل و اولویت بندی آنها منجر شود.

اینها در خطر هستند زیرا نظام سلسله مراتبی ساختار اداری ذاتا به گونه ای است که از یک کارمند تازه وارد یا رده پایین و میانی انتظار ندارد خود را بیش از آن چه که به عنوان وظایف شغلی تعریف شده به زحمت بیاندازد. شنیدن تحلیل انتقادی و تلاش برای بهبود شرایط، بیشتر، از کسانی مورد انتظار است که پس از گذشت سالها و اندوختن تجربیات گوناگون سازنده و غیر سازنده، در پستهای مدیریتی قرار گرفته اند.

مزایا و برکات حضور مدیران آگاه و مسئول را همه می دانیم. سؤال این است که آیا تلاش کارمند برای تعریف و تحلیل نقاط ضعف و قوت از منظر موقعیت، تجربه و دانشی که از جریان واقعی و ملموس امور کسب می کند، می تواند کمک کننده باشد؟ فکر می کنم به طور بالقوه این مزیت وجود دارد. اما چرا نمی توانیم در مورد اهمیت نگاه تحلیلی و اصلاحی کارمند، با همان قطعیتی که درباره اهمیت نگاه تحلیلی و اصلاحی مدیران صحبت می شود، ابراز نظر کنیم؟ به نظر می رسد سه دلیل محوری مرتبط با یکدیگر می تواند وجود داشته باشد:

  1. محدودیت ظرفیتهای ارتباطی و اطلاعاتی موقعیت شغلی کارمندان رده پایین و میانی برای ارائه تحلیل کل گرایانه و علت و معلولی
  2. عدم وجود دغدغه یا قابلیت نگاه نقادانه، تحلیلی و اصلاحی
  3. فراهم نبودن بسترهای مناسب سازمانی برای طرح موضوع و بحث درباره آن

یک کارمند رده پایین یا میانی حتی اگر دغدغه مند و آگاه باشد، چنانچه فقط بر موقعیت شغلی خود و تعامل با مافوق خود متمرکز باشد، ممکن است در اثر نگاه بی تفاوت یا رفتارهای دفاعی-تهاجمی او شدیدا ناامید شود. البته چنین برخوردهایی هم قابل پیش بینی است و هم قابل درک. زیرا مافوق شما توقع دارد اولا بتواند بر عملکرد شما نظارت و اشراف داشته باشد و دوما بتواند رفتارهای شما را بر اساس الگوهای رفتاری جا افتاده در درون آن سازمان مشخص، پیش بینی کند. او ترجیح می دهد انتظارات و رفتارهای شما در قالب چارچوبهای تعریف شده بر اساس چارتها و دستورالعملهای سازمانی و حتی بیشتر از آن، چارچوبهای تعریف شده بر اساس عرف غیررسمی سازمان محل خدمت قرار داشته باشد.

بنابراین با دیدن منظره بزرگتر و لحاظ کردن منافع قانونی-رسمی تعیین شده برای موقعیتها، باید به گونه ای عمل کرد که سرمایه های اقتصادی-اجتماعی-فرهنگی بر حسب سلسله مراتب زیر سؤال نرود و هویت سازمانی مخدوش نشود. منطقا و به لحاظ تئوریک، با این روند باید فضا و فرصتی برای طرح و بحث موضوعات، توسعه یابد و یا خلق شود.

با توجه به مطالب فوق به این جمع بندی می رسم که برای جلوگیری از دچار شدن به رکود فکری ناشی از بسترهای مادی حیات کارمندی، باید:

  • "دغدغه ها و انگیزه هایی" که موجب شد داوطلب ورود به ساختار دولتی در یک شغل تخصصی باشم را فراموش نکنم؛
  • به یاد داشته باشم که بر اساس دانش علمی حاصل از حوزه مطالعاتم در تحصیلات تکمیلی، نسبت به تصلب شرایط موجود، فرایندی و زمان بر بودن روند رفع مشکلات یا ارتقاء مزیتها آگاهم؛
  • صبور باشم و فراموش نکنم که آنچه اصلاح ساختارهای دولتی را به شکستن شاخ غول تبدیل می کند، فقدان حضور افراد آگاه، دغدغه مند و مسئول نیست بلکه وابستگی منافع کنشگران درون و بیرون سازمان به مسیر طی شده و مقاومت الگوهای جاافتاده غیررسمی رفتار در برابر تغییر است.

از این رو، فکر می کنم هدفمندی، آگاهی، صبر، تلاش مستمر برای انجام وظایف محوله در بهترین شکل، توسعه دانش تخصصی و شناسایی منابع انسانی و سازمانی هم جهت با ارتقاء کیفیت محیط فنی سازمان، مولفه هایی هستند که باید مورد توجه و نظر قرار گیرند.

                                                                                                                                       

Institutional Analysis of Corruption Configurations in South-West Asian Countries: A Fuzzy-Set Quali

Considering corruption as one of the chronic harms of the administrative system, and the social factor affecting economic growth, the present study sought to explain, for the first time, the differences in the perceived levels of corruption among 16 Southwest Asian countries, relying on the sociological “new institutionalism” theory in analyzing organizations, describing causal mechanisms and their mutual impact, and creating corruptive contexts. The fuzzy-set Qualitative Comparative Method (fsQCA) and the secondary data were used to find the causal configurations leading to corruption in these cases. The experimental judgment led to two causal configurations showing that some institutional requirements of the institutional environment, in contrast to the requirements of the technical environment, exacerbated the gap between formal and informal structures. Conflicts lead to the formation of informal norms and networks that, over time, provide shared mental patterns for actors in executing current actions and confronting ambiguity and uncertainty; and on the basis of contextual rationality, they are interpreted as an appropriate way of acting. This reduces the costs of corruption and increases the opportunity for abuse by diminishing supervision and control and strengthening informal networks

Institutional Analysis of Corruption Configurations in South-West Asian Countries: A Fuzzy-Set Qualitative Comparative Analysis (fsQCA)

تحول نقش دولت در صنعتی شدن: بررسی تطبیقی-تاریخی ایران و مالزی

مقاله حاضر، تفاوت های موجود در پیامدهای حاصل از مداخله دولت در توسعه صنعتی در دو کشور ایران و مالزی را بررسی می کند. تاریخ استقلال مالزی از نظر زمانی با انقلاب ایران فاصله زیادی ندارد، اما تفاوت توسعه صنعتی دو کشور بسیار متفاوت است. این مقاله تفاوت های دو کشور در توسعه صنعتی را با توجه به قابلیت های حکمرانی خوب و سیر تکوین این قابلیت ها در بستر دو جامعه مطالعه کرده و نقش تأثیر میراث نهادی بر ظرفیت خط مشی گذاری، ظرفیت اجرا، و ظرفیت دولت را نشان می دهد. نفتی بودن دولت در ایران و مستعمره بودن در مالزی بر کیفیت میراث نهادی مؤثر بوده است. روش تحقیق، تطبیقی-تاریخی با رویکرد نهادی است که موردهای ایران و مالزی را در دو سطح، درون سیستمی با استفاده از روایت تاریخی، و بین سیستمی با استفاده از تحلیل وابستگی به مسیر، بررسی می کند. تأکید پژوهش بیشتر بر تحولات دهه 80 میلادی در دو کشور است، اما شروع جدی فرایند صنعتی شدن در دو کشور مد نظر قرار گرفته است. این فرایند در مالزی پس از استقلال (1958) و در ایران در دوران پهلوی (رضاشاه، دهه 40 میلادی) آغاز شده است. این پژوهش سازوکارهایی را نشان می دهد که طی آن، مداخله موفقیت آمیز دولت در توسعه صنعتی تحت تأثیر کیفیت حکمرانی و در تعامل با بسترهای اجتماعی صورت گرفته است.

تحول نقش دولت در صنعتی شدن: بررسی تطبیقی-تاریخی ایران و مالزی

تاثیر شیوه انباشت سرمایه بر عملکرد نهادی و توسعه صنعتی: مطالعه موردی صنعت نساجی ایران و ترکیه

انباشت سرمایه یکی از اولین ضروریات حرکت در مسیر توسعه صنعتی در کشورهای در حال توسعه است. ساختار نهاد دولت بر شیوه فراهم آوردن انباشت سرمایه مؤثر است و در مقابل سازوکار فراهم آوردن این انباشت، بر مسیر طی شده به وسیله دولت ها و شکل ساختارهای نهادی نقش تعیین کننده دارد. با اینکه جهانی شدن اقتصاد تاثیر مثبتی بر رشد اقتصاد و اشتغال جهان داشته و بخش بزرگی از این اثر در کشورهای در حال توسعه و به ویژه در صنایع نساجی و پوشاک و چرم به روز یافته است، اما تمامی کشورهای در حال توسعه قادر به حضور فعال در بازارهای شدیداً رقابتی نبوده اند. طی سه دهه گذشته، ترکیه در تولید و صادرات نساجی و پوشاک جهان سهمی فزاینده یافته، در حالی که ایران بخش بزرگی از تولید و اشتغال خود را در این بخش از دست داده است. در این پژوهش با استفاده از روش تحلیل نهادی- تطبیقی، مشخص شد که قابلیت رقابت در صنعت نساجی، تحت تاثیر زنجیره ای از علل ساختاری در طول زمان کسب شده است. شیوه تامین مالی انباشت سرمایه و مسیر طی شده برای توسعه صنعتی در ایران و ترکیه تحت تاثیر مسیرهای تاریخی و به تبع آن سیاست های صنعتی متفاوتی قرار داشته و سطح متفاوتی از کارآیی و ظرفیت نهادی را در دو کشور ایجاد نموده است. پیامد این فرآیند در عملکرد صنعت نساجی دو کشور قابل مشاهده است. وابستگی به درآمد نفت و بازتوزیع رانت های نفتی در ایران مانع از شکل گیری صنایع رقابتی شده، اما در ترکیه تلاش برای حضور فزآینده در بازارهای جهانی به تقویت توان رقابتی، به ویژه در صنایع نساجی و پوشاک منجر شده است.

تاثیر شیوه انباشت سرمایه بر عملکرد نهادی و توسعه صنعتی: مطالعه موردی صنعت نساجی ایران و ترکیه

اقتصاد ایران و گسست‌های اجتماعی

این پرسش که چرا جامعه ایرانی برای رسیدن به اهداف و حل مشکلاتش دچار واگرایی و گسست می‌شود و نمی‌تواند رشد و توسعه اقتصادی و اجتماعی را با سرعت و یکپارچگی طی کند، پرسشی مهم و اساسی است. اصحاب علوم اجتماعی و انسانی از زوایای مختلف به این پرسش نگریسته، دلایل متفاوتی برای وضع موجود تشریح کرده و با توجه به دیدگاه خود، راه‌حل‌هایی نیز ارائه داده‌اند.

اقتصاد ایران و گسست‌های اجتماعی

تعارضات ساختاری و فساد

برای مقابله با ناکارآمدی و فساد می‌توان اتخاذ سیاستهای لازم برای شناخت و اصلاح روندهای معیوب، شناخت ظرفیتها در بخشهای مختلف و ایجاد بسترهای قانونی پیشگیرانه و کیفری لازم را در دستور کار قرار داد. نکته مهمی که در انتخاب گزینه‌های مختلف باید مورد توجه قرار گیرد این است که با آرمان ریشه کنی کلی فساد نمی‌توان کاری پیش برد زیرا این به معنای مطالبه جابجایی کلان سیستمی بوده و در عمل غیر ممکن است. باید در روندی آهسته و پیوسته، با صداقت و صبر، در هر سطح، مؤثرترین و ممکن ترین اصلاحات را آغاز کرد.

تعارضات ساختاری و فساد

 

جامعه پذیری جنسیتی و تحولات مشارکت اقتصادی زنان

این اعتقادی فراگیر است که نیروی انسانی متخصص و با بهره وری بالا، از عناصر اصلی مورد نیاز برای برنامه ریزی و پیشبرد توسعه پایدار است، اما وقتی گستره مورد نظر این اصطلاح را در بستر اجتماعی و فرهنگی کشورهای گوناگون قرار می دهیم، تعاریف جنسیتی از مفهوم نیروی انسانی، عام بودن آنرا تحت تاثیر قرار می دهد.

ضرباهنگ های ناسازگار الگوهای اجتماعی و واقعیات اقتصادی: جامعه پذیری جنسیتی و تحولات مشارکت اقتصادی زنان

آزادی‌همه‌جانبه؛ عصاره توسعه پایدار

فرآیند توسعه، تلاش آگاهانه انسان‌ها برای کاهش نابرابری‌های اقتصادی و اجتماعی و تغییر وضعیت کلی جامعه به سمت بهبود و پیشرفت است. ارتقای چشمگیر شرایط زندگی مردم در جوامع توسعه‌یافته، سایر کشورها را به پیروی از آنان برای رسیدن به همان شرایط مطلوب راغب کرد. آنچه که به وضوح مشاهده می‌شد، رشد اقتصادی، افزایش درآمدها و رفاه بود و آنچه به چشم نمی‌آمد، ارزش‌ها، هنجارها و بسترهای اجتماعی بود که زمینه‌ساز و حامی این تحول بودند.

آزادی‌همه‌جانبه؛ عصاره توسعه پایدار

چرخ دنده‌های ماشین عظیم بوروکراسی

کشورها برای رسیدن به رشد و توسعه نمی‌توانند منتظر شوند تا شرایط ساختاری و زمینه‌های اجتماعی مناسب را فراهم نموده و پس از آن با اطمینان از موفقیت، برنامه‌هایشان را آغاز نمایند، بلکه ناچارند تا با امکانات و ظرفیت‌هایی که در اختیار دارند، اقدام کنند. در این راستا باید قادر باشند تا کارآفرینان و کنشگران جدید ایجاد و یا گروه‌های خارج از خود را به مشارکت در پروژه توسعه تشویق نمایند. موفقیت در ایجاد گروه‌های کارآفرین یا در هدایت بازیگران خارج از دولت وقتی حاصل می‌شود که دولت بتواند چشم‌اندازهای بلند‌مدت و قابل اعتمادی را در ایجاد نظم، اجرای برنامه‌ها و کنترل و نظارت اعمال کند و مشکلات ناشی از حرکت جمعی را به حداقل برساند. از طرف دیگر تشدید فرآیندهای جهانی نیز نقش دولت را به عنوان عاملی تاثیرگذار در کمک به کارآفرینان برای ایجاد قابلیت‌ رقابت‌پذیری در اقتصاد جهانی پررنگ می‌کند.

چرخ دنده‌های ماشین عظیم بوروکراسی

فساد: از جرمی سازمانی تا معضلی ساختاری

فساد اداری یکی از مصیبت‌هایی است که جامعه ما مدت‌ها به آن مبتلا بوده، از آن رنج کشیده و آسیب‌دیده است. تشخیص گسترده و اهمیت این آسیب اتفاق تازه‌ای نیست بر همین مبنا ادعای داشتن برنامه‌ای جدی و خاص برای مبارزه با فساد، معمولا یکی از اولویت‌ها در شعارهای انتخاباتی بوده است، اما حدود یک دهه از وقتی که این مصیبت تبدیل به مساله‌ای اجتماعی شده می‌گذرد. اولین واکنش جدی جامعه به سوءاستفاده‌‌های ساختاری و فساد گروه‌های صاحب قدرت، در انتخابات سال ۸۴ و با رای دادن به احمدی‌نژاد بروز یافت.

از جرمی سازمانی تا معضلی ساختاری

توسعه و حکمرانی در مالزی

«رقابت سبب افزایش کیفیت و بهره‌وری می‌شود». هیچ یک از دو جریان اصلی اندیشه در صحنه اقتصاد ایران یعنی اقتصاددانان طرفدار بازار آزاد و اقتصاددانان نهادگرا با این گزاره مخالف نیستند. تفاوت از الزاماتی ناشی می‌شود که هر یک از این دو برای ایجاد فضای رقابتی به آن اعتقاد دارند. اگر نرخ رشد و میزان صادرات را به عنوان شاخصی برای موفقیت در کسب قابلیت رقابت بپذیریم، کشور مالزی به عنوان یکی از هشت کشوری که بانک جهانی در سال ۱۹۹۳ نتیجه عملکردشان را معجزه شرق آسیا نامید، در گروه کشورهای موفق قرار می‌گیرد.

توسعه و حکمرانی در مالزی