جادوی کلمه - پروین اعتصامی

ای خوش اندر گنج دل زر معانی داشتن

نیست گشتن، لیک عمر جاودانی داشتن

عقل را دیباچه اوراق هستی ساختن

علم را سرمایه بازارگانی داشتن

کشتن اندر باغ جان هر لحظه ای رنگین گلی

وندران فرخنده گلشن باغبانی داشتن

دل برای مهربانی پروراندن لاجرم

جان بتن تنها برای جانفشانی داشتن

ناتوانی را به لطفی خاطر آوردن بدست

یاد عجز روزگاز ناتوانی داشتن

در مدائن میهمان جغد گشتن یکشبی

پرسشی از دولت نوشیروانی داشتن

صید بی پر بودن و از روزن بام قفس

گفتگو با طائران بوستانی داشتن


پی نوشت: دوستان عزیز و خوانندگان گرامی، با سپاس از لطف و توجه شما وظیفه می دانم به اطلاع برسانم که به دلیل مشغله های شخصی، سقایسه تا فروردین 93 به روز نخواهد شد و من در فضای مجازی نخواهم بود.


ای کسی که گنجینه های رحمتش فناناپذیر است، بر محمد و آل او درود فرست و از رحمت خود برای ما نصیب و بهره ای مقرّر فرما. 

ای کسی که در پیشگاه او تمام منزلت و مقامها کوچک است، بر محمد و آل او درود فرست و ما را نزد خود گرامی بدار. 

خدایا! هر که را تو بخواهی و دوست داشته باشی، هیچ خوارکننده ای توان خوار کردن او را نخواهد داشت، و هر که را تو ببخشی و عطا کنی، ممانعت دیگران چیزی از او نکاهد ... به عطای خود ما را از غیر خود بی نیاز فرما، و در سایه راهنمایی خویش ما را به راه حق رهنمون گردان.

آمین.

به امید دیدار

بازار سنتی ایران: سود و سیاست

امروز حبیب الله عسگراولادی، به عنوان شاخص ترین عضو حزب مؤتلفه اسلامی به علت بیماری قلبی در بیمارستان دی تهران درگذشت. مرحوم عسگراولادی نماینده جریانی بود که  بخش سنتی بازار ایران را نمایندگی می کرد. این خود نشان میدهد که اگر در شکل معمول، اقتصاد از دو بخش دولت و بازار تشکیل شده، بازار ایران خود در مقابل دولت به لحاظ تاریخی دچار چندگانگی است و این چندگانگی ریشه های تاریخی دارد. 

یکی از پیامدهای برنامه انقلاب سفید پهلوی دوم، ایجاد دوگانه ی سنتی-مدرن در بخش خصوصی بود. فراهم آوردن انباشت سرمایه مورد نیاز برای به حرکت درآوردن چرخهای توسعه صنعتی، دولت را ترغیب کرد تا یک طبقه ی سرمایه دار مدرن ایجاد کند. طبقه ای که منافع آنان تحت تاثیر مستقیم برنامه ها و سیاستگذاریهای شاه قرار داشت. آنان به دلیل عدم وجود یا حداقل، عدم کارآمدی سازوکارهای مدنی و صنفی ارتباط با دولت، برای حفظ منافع خود تلاش میکردند تا روابط با طبقه ی حاکم را حسنه نگهدارند. اما بازاریان سنتی که از بداخلاقیهای دولت صدمه میدیدند به گروههایی که از نوگرایی دل خوشی نداشتند، مانند روحانیت نزدیک شدند.

بعد از پیروزی انقلاب بخش سرمایه داری مدرن،به دلیل سرمایه دار بودن و به دلیل وابستگی به رژیم سابق مورد غضب قرار گرفت و عملا از صحنه ی اقتصاد کشور حذف شد اما همتایان سنتی آنان یا همان بازاریان سنتی، ضمن منتفع شدن و سود بردن از نظام بازتوزیع در دوره پهلوی، به دلیل ارتباط با طبقه ی متوسط اجتماعی و بویژه روحانیت، بعد از انقلاب نه تنها آسیب ندیدند، بلکه نقش مهمی را در تحولات بعدی ایفا کردند. 

این گروه در حد فاصل بین اقتصاد رقابتی و اقتصاد دولتی ایستادند و به تداخل وسیع اقتصاد و سیاست دامن زدند.

حزب و هزینه هایش

اگر قبول داشته باشیم که تشکیل احزاب یکی از الزامات ساختاری برای یک نظام جمهوری مبتنی بر آرای مردم و مجلس نمایندگان است، این سؤال پیش می‌آید که چرا در ایران، هم ایجاد تشکلهای حزبی و هم عملکرد احزاب موجود با مشکلات جدی مواجه است؟

نمی‌توان اهمیت نیروهای خارج از احزاب و یا مخالف سازوکارهای حزبی را در ناکامیهای پیش گفته دست کم گرفت. زیرا سهمی از قدرت و بخشی از فرهنگ سیاسی جامعه در اختیار این جریان قرار دارد. اما همچنین نمی‌توان مسائلی که احزاب در ایران بدانها مبتلا هستند را به این موارد محدود کرد.

یک حزب پس از شکل‌گیری برای اینکه عملکرد تاثیرگذاری از خود نشان دهد باید قادر باشد دو دسته از مشکلات را حل کند. دستهی اول مسائل داخلی حزب است. مسائلی مانند رسیدن به الگویی برای کنش جمعی مشترک بین نخبگان یا بین اعضای حزب؛ تامین مالی حزب؛ و جذب اعضای رسمی. دسته دوم مشکلات به موضوع انتخاب حزب از طرف جامعه مربوط است، زیرا قاعده عمل در مجلس، رای اکثریت است و برای موفقیت در پیش بردن سیاستها به تعداد رایهای بیشتری نیاز است. ترکیب جریانهای موجود در مجلس، در سیر تدوین قواعد و سیاستهای آتی کشور بسیار تاثیرگذار خواهد بود. هر جریانی که در تعداد حوزههای بیشتری موفق به جلب اکثریت آراء مردم شده باشد، شانس بیشتری برای پیگیری اهداف خود خواهد داشت.

بنیان تشکیل حزب، نیاز به بسیج رای است اما نکته اینجاست که احزاب تنها راه جلب آراء نیستند. رای را می‌توان از راه اجبار و خشونت مستقیم یا غیرمستقیم، از طریق تهدید، از طریق انحصار رسانه‌ای، از طریق پرداخت پول یا تشعشع مادی در شکل‌ها‌ی مختلف از انواع سوبسیدها تا انواع مشوقهای اجتماعی جلب کرد. اگر ساختارهای مختلف اجتماعی به شکلی باشند که هر شیوهای غیر از سازوکار حزبی، برای بسیج رای قابل اجرا و مؤثر باشد، سامان دادن به کار حزبی ابتر میماند.

 در ایران وضعیت چگونه است؟ شکافهای اجتماعی در حوزه های مختلف وجود دارد. از شکافهای هویتی، و فرهنگی، تا اقتصادی و قومی اما تشکلهای حزبی ایجاد نمیشوند، کارآمدی لازم را ندارند، و یا دچار گسست میشوند. چرا؟ 

زنجیرهای از علل مرتبط به هم سبب چنین وضعیتی هستند که نیاز به بررسی علمی و اساسی دارد، اما از منظری بطور خلاصه میتوان گفت حزب از جمله نهادهایی است که هزینه ابتدایی ایجاد بالایی دارد. پس از آن نیز شرایط به گونه‌ای است که کارکرد اصلی حزب در جلب رای محقق نمی‌شود. زیرا مسیرهای دیگری برای بسیج آراء وجود دارد. از جمله اینکه توزیع فرصت‌های رسانه‌ای در زمان انتخابات نامتوازن است. تنها رسانه فراگیر، رسانه ملی است که به دلیل سازوکارهای خاص نظارتی، قواعدی مشخص در اطلاع رسانی را رعایت می کند و این در حالی است که هیچ حزب و تشکیلات رسانه‌ای را در داخل کشور، یارای رقابت با گستره‌ی فعالیت و نفوذ صدا و سیمای جمهوری اسلامی نیست. گرچه رسانههای بیگانه از این خلاء استفاده کرده و به طرق مختلف سعی در ایجاد قدرتی به موازات رسانهی ملی دارند، اما نوع عملکرد صدا و سیما بر میزان و ماهیت آراء تاثیر غیرقابل انکار دارد.

از سوی دیگر، اقتصاد رانتی و یارانه‌ای  ایران دست سیاسیون را برای بخشیدن از کیسه خلیفه و جلب مشتری و طرفدار برای خود باز گذاشته است. در غالب موارد نمایندگان در حوزههای انتخاباتی خود با وعده‌ی تلاش برای تخصیص سهم بیشتری از بودجه سالیانه، و با تکیه بر روابط غیر رسمی قومی و دوستی، و شبکه‌ی روابط رسمی سازمانی آراء را به نفع خود بسیج میکنند. دیگر چه نیازی است به کار پر دردسر و زمانبر ارتباط با گروههای مختلف جامعه؟ چه نیازی است به تدوین برنامه‌ی عملی؟ اگر برنامه ای هم باشد، تشریفاتی است! چه نیازی است به تحمل کردن الزامات و محدودیتهای کار گروهی؟

این روند بخشی از ناموفق بودن احزاب در ایجاد تشکیلات گسترده، سازماندهی اعضای کارتداری که حق عضویت بپردازند، و حفظ اعضای غیرمستقیم در طولانی مدت را توضیح میدهد. اما این مسائل غیرقابل حل نیستند.

رفع انحصار رسانه ای هم ممکن است و هم از جهات مختلف، ضروری است. با اصلاح سازمانهای اداری نیز میتوان جلوی سوء استفاده از منابع دولتی و عمومی را گرفت و کاندیداها را برای جلب رای، ناچار به ارتباط با گروههای مختلف مردم، شنیدن صدا، و جلب اعتماد آنان نمود. چنین روندی در طولانی مدت، حکومت و دولت را به مردم نزدیک میکند و واقعبینی صاحبان قدرت نسبت به شرایط عینی زندگی اجتماعی و محدودیتها و امکانات و امتیازات داخلی بیشتر میشود. سیاستها بر همین اساس، با کارآمدی بیشتری تدوین شده و به دلیل حضور گروههای مردم در فرایند سیاستگذاری، امکان لحاظ کردن منافع آنان و در نتیجه جلب حمایتشان در اجرا فراهم میشود.

کاملا روشن است که صحبت از فرایندی زمانبر و بنیادی است، زیرا مسائل اجتماعی که در طول زمان ایجاد شدهاند، در صورت اتخاذ راهکارهای مناسب، در طول زمان قابل حل خواهند بود.