روابط کار، حقوق کار، قانون کار (3)
منابع حقوق کار
مجموع مزایا و حقوق کسب شده توسط کارگران و یا سایر قواعد و چارچوبهای تعیین کننده چند و چون رابطه کارگران با کارفرمایان از چند منبع اصلی ناشی می شوند که در شکل کلی در قالب دو دسته منابع داخلی و خارجی قرار می گیرند. منابع داخلی تعیین کننده حقوق و تکالیف مربوط به روابط کار عبارتند از قانون اساسی، قوانین عادی که توسط قوه مقننه تصویب می شوند، آیین نامه ها، بخشنامه ها و مصوبات، رویه های قضایی، عرف و عادات شغلی و پیمانهای دسته جمعی کار. منظور از منابع خارجی تعیین کننده حقوق کار، منابعی هستند که از سازمانهای بین المللی فعال در حوزه روابط کار ناشی شده و می توانند بر قواعد حاکم بر روابط بین کارگران و کارفرمایان در کشورها تاثیر بگذارند. منابع خارجی حقوق کار به طور عمده از سازمان بین المللی کار و در برخی موارد از مصوبه های سازمان ملل متحد نشات می گیرند. این منابع در ادامه به اختصار معرفی می شوند.
منابع داخلی حقوق کار
قانون اساسی
در اولین قانون اساسی ایران -قانون اساسی مشروطه سال 1285- مانند بسیاری از قوانین اساسی سایر کشورها از حقوق مربوط به کار سخنی نیست. تنها موردی که به طور غیر مستقیم می توانست محل ورود به مسائل حوزه کار باشد، آزادی انجمنها و اجتماعاتی بود که طبق متمم قانون اساسی مشروطه "مولد فتنه دینی و دنیوی و مخل نظم نباشد ...". اما قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران (1358) در موراد مختلفی موضوعات مرتبط با حقوق و روابط کار را مورد توجه قرار داده است که به برخی از آنان اشاره می شود.
در مقدمه قانون اساسی: برنامه اقتصاد اسلامی فراهم کردن زمینه مناسب برای بروز خلاقیتهای متفاوت انسانی شمرده شده و به همین جهت تامین امکانات مساوی و متناسب و ایجاد کار برای همه افراد و رفع نیازهای ضروری جهت استمرار حرکت تکاملی انسانها بر عهده حکومت اسلامی قرار داده شده است.
اصل بیست و ششم: تشکیل انجمن های صنفی مشروط به این که اصول استقلال، آزادی، وحدت ملی، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکند.
اصل بیست و هشتم: سه امر مهم آزادی کار، حق کار و عدم تبعیض بدین ترتیب بیان شده است که "هر کس حق دارد شغلی را که بدان مایل است و مخالف اسلام و مصالح عمومی و حقوق دیگران نیست برگزیند. دولت موظف است با رعایت نیاز جامعه به مشاغل گوناگون برای همه افراد امکان اشتغال به کار و شرایط مساوی را برای احراز مشاغل ایجاد کند".
اصل بیست و نهم: حق همگانی برای برخورداری از تامین اجتماعی از نظر بازنشستگی، بیکاری، پیری، از کار افتادگی، بی سرپرستی، در راه ماندگی، حوادث و سوانح و نیاز به خدمات بهداشتی و درمانی و مراقبتهای پزشکی به صورت بیمه و غیره
اصل چهل و سوم: بند 2، تامین شرایط و امکانات کار برای همه به منظور رسیدن به اشتغال کامل؛ بند 3، تنظیم برنامه اقتصادی کشور به ترتیبی که شکل، محتوا و ساعات کار افراد علاوه بر تلاش شغلی، فرصت و توان کافی برای خودسازی معنوی، سیاسی و اجتماعی و شرکت فعال در رهبری کشور و افزایش مهارت و ابتکار را فراهم کند؛ بند 4، رعایت آزادی انتخاب شغل و عدم اجبار افراد به کاری معین و جلوگیری از بهره کشی از کار دیگری
اصل صد و چهارم: ایجاد شوراهایی مرکب از نمایندگان کارگران و دهقانان و دیگر کارکنان و مدیران در واحدهای تولیدی، صنعتی و کشاورزی
قوانین عادی
اصطلاح قانون عادی در مقابل قانون اساسی به کار برده می شود و منظور از آن، قوانینی است که با شرایط مندرج در قانون اساسی به تصویب قوه مقننه می رسد. در ایران، قانون مهمترین منبع حقوق است. قانون کار نیز مهمترین منبع حقوق کار شمرده می شود و نسبت به سایر منابع تعیین حقوق در روابط کار، بالادست محسوب می گردد. چنان که در بخش قبل آمد، لایحه کار تقدیمی از طرف دولت به مجلس، در آخر بدون کسب تایید شورای نگهبان و با مداخله مجمع تشخیص مصلحت نظام در پایان سال 1369 به قانون لازم الاجرا تبدیل شد.
آیین نامه ها، بخشنامه ها، مصوبات
دو ویژگی مهم در روابط کار موجب می شود قانون کار به تنهایی نتواند پاسخگوی نیازهای این حوزه باشد: 1- تحولات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بر روابط کار تاثیرگذار است و فرایندهای قانون گذاری برای انطباق با مسائل جاری چالاکی کافی را ندارد؛ 2- کارها و مشاغل، متنوع بوده و در برخی مواقع جنبه های شغلی یا فنی به قدری تخصصی است که تصمیم گیری درباره آنها در قوه مقننه بسیار دشوار و حتی غیر ممکن می شود. به همین دلیل در کنار قانون کار، تعداد زیادی آیین نامه، بخشنامه و مصوبه وجود دارد که روابط کار را ساماندهی می کند.
آیین نامه ها مشخص کننده روشهای اجرای اصولی هستند که به طور کلی یا مبهم در قانون آمده اند. در قانون کار سال 1337، آیین نامه ها توسط دو شورا تصویب می شد. یکی، شورای عالی کار (مرکب از نمایندگان دولت، کارگران و کارفرمایان) و دیگری شورای عالی حفاظت فنی (مرکب از کارشناسان مربوطه، نمایندگان دولت، کارگران و کارفرمایان). پس از استقرار جمهوری اسلامی از یک سو صلاحیت شوراهای یاد شده برای تصویب آیین نامه ها مورد تردید شورای نگهبان قرار گرفت و از سوی دیگر، ضرورت مشارکت نمایندگان کارگران و کارفرمایان در تنظیم این گونه مقررات پذیرفته شد. برای حل مشکل، تهیه و تنظیم آیین نامه ها همچنان بر عهده شورای عالی کار یا شورای عالی حفاظت فنی باقی ماند ولی تصویب آنها به وزیر مربوطه یا هیات وزیران واگذار گردید.
بخشی از مقررات هم در قالب تصویب نامه مستقیما توسط هیات وزیران وضع می شود. افزون بر اینها، برابر اصل 138 قانون اساسی، هر وزیری حق دارد در حدود وظایف خویش و با شرط عدم مغایرت با متن و روح قوانین، بخشنامه صادر کند. بخشنامه ها دستور العملهایی هستند که وزیران خطاب به همکاران قلمرو مأموریت خود و در مقام تفسیر و بیان شیوه اجرای قوانین و مقررات یا به منظور حسن اجراء و تنظیم امور داخلی دستگاهها صادر مینمایند. بخشنامه های وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی نیز جزء منابع شکل دهنده به روابط کار محسوب می شوند.
رویه های قضایی
منظور از رویه قضائی در معنی مطلق، مجموع آراء دادگاهها و در معنی خاص روش یکسان دادگاهها یا دستهای از آنها در مورد مسئله حقوقی معین و تکرار آن بصورتی میباشد که بتوان گفت در صورت مواجه شدن با مورد مشابه همان روش اتخاذ میشود. به عبارتی رویه قضائی را میتوان عرف دادگاهها نامید. این رویه ها اهمیتی در حد قانون ندارند اما نمی توان انکار کرد که چگونگی تفسیر دادگاهها از قانون، مخصوصا اگر با نظارت دیوان عالی در شکل وحدت رویه مطرح شده باشند، در تبیین قواعد حقوقی نقشی ارزنده دارد.
مراجع رسیدگی به دعاوی کار یعنی هیات های تشخیص و حل اختلاف جزو مراجع قضایی حقوقی و استثنایی غیر دادگستری محسوب می شوند و از آنجایی که زیر مجموعه قوه قضاییه نیستند، آراء آنان ذیل مفهوم خاص رویه قضایی قرار نمی گیرد. از آنجایی که رسیدگی به اعتراضات و شکایات از آراء قطعی مراجع حل اختلاف کار از حیث نقض یا مخالفت با قوانین، بر عهده دیوان عدالت اداری قرار گرفته، آراء دیوان به رفع برخی ابهامات یا بد فهمیها در قانون کار که گاهی عمدی و برای فرار از قانون است، یاری می رساند. اهمیت این روند از سال 1385 بیشتر شد زیرا در صورت صدور رایهای متناقض از یک یا چند شعبه دیوان در موارد مشابه، هیات عمومی دیوان عدالت اداری مبادرت به صدور رای وحدت رویه می کند و این رای، نه تنها برای شعبه های دیوان بلکه برای سایر مراجع در موارد مشابه الزامی است.
عرف و عادات شغلی
اساسا، عرف زمانی از منابع حقوق شمرده می شود که دو عامل عینی (مادی) و روانی (معنوی) در آن جمع باشند. مشخصا در حقوق کار، عرف به مجموع قواعد و روشهایی اطلاق می شود که اولا در محیط کار و کارگری پدید آمده و در مکان یا حرفه معینی به طور منظم و مستمر از آن پیروی شده است و ثانیا پیروی از آنها به اعتقاد افرادی که آن را رعایت می کنند، الزامی محسوب می شود. در مواد 26، 37، 48، 51 و 54 قانون کار به طور صریح به عرف ارجاع داده شده است.
پیمانهای جمعی کار
موافقت نامه هایی هستند که میان سازمانهای کارگری و کارفرما یا سازمانهای کارفرمایی برای تعیین شرایط کار در کارگاه یا رشته ای از فعالیت های اقتصادی منعقد می شوند. این پیمانها می توانند به غنای حقوق کار و انطباق آن با شرایط خاص شغلی، محیطی و ... کمک کنند. در ایران، سازمانهای کارگری فاقد سازماندهی، گستره و قدرت لازم برای تدوین پیمانهایی هستند که منبع حقوق کار باشند لذا پیمانهای دسته جمعی به ندرت از حد موافقت نامه های کارگاهی فراتر رفته اند.
منابع خارجی حقوق کار
برخی از عوامل موجب شدند تا انگیزه لازم برای پدید آوردن معیارهایی جهانی درباره مسائل کار ایجاد شود از جمله رقابت کشورهای صنعتی در کنترل هزینه های تولید که هزینه نیروی کار یکی از فاکتورهای تاثیرگذار بر آن است. این کشورها برای خنثی کردن اثر هزینه های ناشی از حقوق کار بر قیمت تمام شده محصولات و جلوگیری از کاهش توان رقابتشان، از تسری مقررات کار و حمایتهای اجتماعی به همه کشورها پشتیبانی کردند از سوی دیگر، کارگران نیز مایل بودند جنبشها و مبارزات خود را بین المللی کنند. سازمان بین المللی کار در پایان جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۹ به وسیله کمیسیون کار در کنفرانس بینالمللی معاهده صلح ورسای و به عنوان فصل هشتم این معاهده موجودیت و تداوم یافت. مهمترین ویژگی این سازمان، سه جانبه گرایی و سامان دادن نمایندگان دولت، کارفرمایان و کارگران در یک نقطه بوده است. قدمت این سازمان از سازمان ملل متحد بیشتر است.
درباره نحوه تاثیرگذاری این سازمان بر حقوق کار کشورها باید به نقش کنفرانس بین المللی کار به عنوان یکی از نهادهای زیرمجموعه سازمان بین المللی کار اشاره کرد. برخی، کنفرانس بین المللی کار را مجمع قانون گذاری سازمان نامیده اند. این کنفرانس، سالی یک اجلاسیه دارد که هیاتهای نمایندگی از کشورهای عضو در آن شرکت می کنند. هیات هر کشور 4 عضو دارد که عبارتند از 2 نفر نماینده دولت، 1 نفر نماینده کارگران و 1 نفر نماینده کارفرمایان. مهمترین مصوبات کنفرانس بین المللی کار، مقاوله نامه ها و توصیه نامه ها هستند.
مقاوله نامه ها و توصیه نامه ها
مقاوله نامه سندی است که پس از تصویب کنفرانس، باید به تصویب مقامهای صلاحیت دار هر یک از کشورهای عضو برسد. کشورهای عضو در سازمان بین المللی کار متعهد هستند مقاوله نامه های کنفرانس را اعم از آن که خود بدان رای داده باشند یا خیر، ظرف مدت 12 الی 18 ماه به قوه مقننه کشور مطبوعشان تحویل دهند. اگر مقاوله نامه مذکور در مجلس تصویب شود، در واقع آن دولت بدان مقاوله نامه ملحق شده و مفاد آن به طور رسمی جزء حقوق موضوعه کشور در می آید و دولت عضو موظف است تدابیر لازم برای اجرای آن را اتخاذ نماید.
توصیه نامه ها یا مقدمه مقاوله نامه ها هستند یا مکمل آنها. هرگاه درباره موضوع مورد نظر آمادگی لازم در کشورهای عضو برای پیوستن به مقاوله نامه وجود نداشته باشد، برای روشنتر و آماده کردن زمینه، توصیه نامه تصویب می شود اما بیشتر توصیه نامه ها مکمل مقاوله نامه ها بوده و همزمان با انها تصویب می شوند تا راههای مختلف اجرایی و گاه معیارهایی بالاتر از معیارهای مندرج در مقاوله نامه را ارائه دهند. دولتهای عضو موظفند پس از الحاق به یک مقاوله نامه، مقررات داخلی خود را با آن هماهنگ کنند و بعدا هم مقرراتی مغایر با مفاد مقاوله نامه تصوی و اجرا نکنند.
برخی از مصوبه های سازمان ملل متحد درباره مسائل کار و عهدنامه های دو یا چند جانبه بین کشورها نیز می توانند جزو منابع خارجی حقوق کار باشند.
در بخش بعدی انشالله مطالعه درباره قانون کار جمهوری اسلامی ایران، ویژگیها و مفاد آن را آغاز خواهیم کرد.