ویژگیهای قانون کار
در ادامه مباحث گذشته امروز ویژگیهای قانون کار را مورد توجه قرار داده و سپس وارد سر فصل مشمولین قانون کار می شویم. رفتارهای افراد در هر جامعه ای تحت تاثیر عوامل مختلفی شکل می گیرد از جمله هنجارها، اخلاق، سنت و قواعد حقوقی. از این بین، قواعد حقوقی جایگاه و اهمیت ویژه ای دارند زیرا قدرت حاکم بر جامعه از افراد انتظار دارد قواعد حقوقی را اجرا کنند و برای آنها ضمانت اجرا تعریف می کند.
برخی ویژگیهای عمده درباره حقوق کار وجود دارد از جمله این که جزو قوانین مرتبط با "نظم عمومی" است یعنی به حفظ نظم و آرامش جامعه مربوط است. وقتی که گفته می شود حقوق کار جنبه نظم عمومی دارد یعنی این که اولا: قوانین مربوط به کار، اثر فوری دارند و به محض تصویب لازم الاجرا می شوند و ثانیا: اگر توافقی بر اساس حداقل های قانون موجود بین کارگر و کارفرما صورت گیرد و قبل از پایان آن، قانون جدیدی حداقل های بیشتری را وضع کند، توافق پیشین از زمان تصویب قانون جدید بی اثر می شود. ویژگی دیگر قانون کار، "حمایتی بودن" آن است. زیرا اساسا حقوق کار پیامد جنبشهای عدالت طلبانه و مبارزات کارگری است و در پاسخ به یک مسئله اجتماعی یعنی وضعیت بخشی از گروههای آسیب پذیر جامعه ظهور یافت. سومین ویژگی حقوق کار، "امری بودن" آن است. مفهوم قانون امری در برابر قانون تکمیلی یا تفسیری به کار می رود. مبنای این تقسیم بندی، درجه اجبار ناشی از قانون است. در قوانین امری، قواعد بر اساس توافق و تراضی طرفین قابل تغییر نیست. مثلا حتی اگر کارگر و کارفرما تواق کنند که کارگز به جاری روزی 7.30 ساعت، روزی 9 ساعت کار کند ولی به همان اندازه 7.30 ساعت حقوق دریافت کند، این توافق اعتبار قانونی ندارد. فوانین کار ضمن امری بودن، ضمانت اجرایی نیز دارند یعنی کسانی که از مقررات کار تخلف کنند، با توجه به شرایط خاطی و مراتب جرم، به مجازات حبس یا جریمه نقدی یا هر دو محکوم خواهند شد.
امری بودن قانون کار یکی از بحث برانگیزترین ویژگیهای آن است. اصلی ترین و بنیادی ترین نقدی که بر آن وارد می شود، همان ایراد مطروحه از طرف شورای نگهبان است که موجب شد در نهایت قانون کار، نه از مجرای مجلس، بلکه از مجرای مجمع تشخیص مصلحت نظام رسمیت یابد یعنی دخالت در قرارداد خصوصی بین افراد و بی اثر کردن آن که برخی چنین دخالتی را خلاف موازین دینی و قانونی می دانند. نقد جدی دیگر، تناقض این ویژگی با پویایی و تغییر مداوم در اقتصاد و بازار است زیرا بازار کار را در مواجهه با تغییرات اقتصاد کلان فلج می کند. نتیجه چنین تاثیری، ایجاد اختلال در کارکرد بازار است که می تواند احتمال ایجاد پیامدهایی همچون بیکاری، رکود و تورم را افزایش دهد. به عبارت دیگر، امری بودن قانون کار می تواند درست بر عکس هدفی که دارد، بر ضرر گروههای در معرض آسیب عمل کند.
هر گامی که در جهت بهبود وضع کارگران برداشته شود و هر حقی که به موجب مقررات به آنان داده شود، چه به شکل مالی و چه تغییر شرایط کار، امتیاز نامیده می شود و از دیدگاه اقتصادی به شکل افزایش هزینه تولید جلوه گر می گردد بنابراین سبب کم شدن سود کارگاه بوده و با مقاومت کارفرمایان روبرو می شود بنابراین بین منافع کارگران و کافرمایان تعارض وجود دارد. حامیان قانون کار بر این باورند که اولا بهبود وضع کارگران با بهبود شکوفایی اقتصادی رابطه مستقیم دارد و در دوران رکود، مشکلات اقتصادی کارگران بیشتر است و باید مورد حمایت باشند؛ ثانیا، تعارض منافع بین کارگران و کارگاه مطلق نیست. مصلحت کارگران ایجاب می کند کارگاه به کار خود ادامه دهد و منافعی به دست آورد. در ضمن، حقوق کار در بطن نظام سرمایه داری به وجود آمد و فرصت یافت توسعه یابد زیرا یکی از نیازهای اصلی این نظام یعنی در اختیار داشتن نیروی کار آزاد و تحرک پذیر را مرتفع کرد. در چارچوب حقوق و قوانین کار است که امکان جستجوی کار برای افراد در نقاط مختلف دنیا فراهم می شود. بنابراین حقوق کار هم می تواند بازتاب دهنده خواستهای کارگران باشد و هم کارفرمایان.
سه جانبه گرایی یکی دیگر از ویژگیهای قانون کار است زیرا اولا همین که عنوان قانون مطرح می شود، پای دولت به عنوان مجری قانون به ماجرا کشیده خواهد شد. تنظیم سیاستهای اقتصادی و اجتماعی در زمینه اشتغال یا سیاستهای مزدی و نظارت بر اجرای قانون کار از رهگذر بازرسی کار یا مراجع حل اختلاف کار در زمره تکالیف دولت است. ثانیا، مسائل مهم دیگری غیر از قرارداد بین طرفین در حقوق کار مطرح مانند موضوع تشکّلها و سازمانهای کارگری و کارفرمایی، اعتصابات، پیمانهای دسته جمعی و رسیدگی به اختلافات ناشی از کار. بنابراین حقوق کار سعی دارد امکان تعامل بین نمایندگان کارگران، نمایندگان کارفرمایان و نمایندگان دولت را فراهم آورد.
شمول قانون کار
برای روشن شدن موضوع حقوق کار باید میان "کار مستقل" و "کار در خدمت دیگری" تفاوت قائل شد. برخی از اشخاص حقیقی یا حقوقی کالاها یا خدماتی تولید می کنند و برای این امر به نیروی کار نیاز دارند. افرادی هم هستند که جز نیروی بدنی یا فکری خود سرمایه ای ندارند و برای تامین زندگی، ناگزیرند نیرویشان را در اختیار دیگری قرار دهند. از اینجاست که رابطه ای میان کارفرما یعنی شخصی که دارای وسایل کار و سرمایه است، مزد می پردازد و دستور می دهد با کارگر مزد بگیر که در خدمت اوست و از دستوراتش پیروی می کند به وجود می آید. حقوق کار تنها شامل کسانی می شود که کار خود را در حالت "تبعیت" انجام دهند. این تبعیت باید در سه بُعد احراز شود تا بتوان فردی را کارگر و رابطه فیمابین دو طرف را رابطه کارگری کارفرمایی مشمول قانون کار نامید: 1- تبعیت دستوری که می گوید حتما دستور کار باید از طرف کارفرما صادر شده باشد؛ 2- تبعیت اقتصادی که می گوید کار باید در ازای دریافت مزد انجام گرفته باشد؛ 3- کار باید توسط خود شخص انجام شده باشد و نه به نیابت از او توسط فردی دیگر. هرگاه این سه عامل در کنار یکدیگر جمع شوند، در اصطلاح گفته می شود کار انجام شده، "کار تابع" است.
زمانی که کار، از نوع "کار تابع" باشد و بین کارگر و کارفرما، اختلافاتی درباره "قانون کار یا مقررات کار" پیش آمده باشد که طرفین نتوانند به طور توافقی آن را حل و فصل کنند، حقوق کار قاعده ی رسیدگی می شود و برای رسیدگی به اختلافاتشان می توانند به مراجع حل اختلاف کار مراجعه نمایند (ماده 157 قانون کار و ماده 9 آیین دادرسی کار).
دو مرجع به اختلافات کار تابع ناشی از قانون کار رسیدگی می کنند: هیاتهای تشخیص و هیاتهای حل اختلاف. هیات تشخیص مرجع بدوی رسیدگی به دادخواستها و دعاوی کارگری کارفرمایی است که آراء آن قابل تجدید نظر خواهی در هیات حل اختلاف می باشد.
ماده 1 قانون کار جمهوری اسلامی ایران کلیه کارفرمایان، کارگران، کارگاهها، مؤسسات تولیدی، صنعتی، خدماتی و کشاورزی را مکلف به تبعیت از این قانون می داند. ماده 1 و ماده 5 قانون کار استنادات عام بودن قانون کار هستند.
ماده2، کارگر را این گونه تعریف می کند: "کارگر کسی است که به هر عنوان، در مقابل دریافت حق السعی اعم از مزد، حقوق، سهم سود و سایر مزایا به درخواست کارفرما کار کند". اگر عنوان قرارداد طرفین، قرارداد کار نباشد - مثلا در قالب قرارداد پیمانکاری یا مشارکت مدنی و ... تنظیم شده باشد - ولی ویژگیهای کار تابع را داشته باشد، صرفنظر از عنوان قرارداد، رابطه کارگری کارفرمایی لحاظ خواهد شد "مگر این که ذیل قرارداد استخدام کشوری و یا قوانین خاص استخدامی باشند و یا اینکه در کارگاههای خانوادگی مشغول به کار باشند" (ماده 188 قانون کار).
طبق یکی از آراء هیات عمومی دیوان عدالت اداری، هر کجا فردی بدون سرمایه، وسایل و ابزار کار و صرفا در مقابل عرضه نیروی کار خود، بدون آن که سود و زیان کارگاه متوجه او باشد مزد دریافت داشته و تامین معاش می کند، صرف نظر از عنوان قرارداد بین طرفین، چنانچه این رابطه مشمول مقررات حمایتی و استخدامی دیگری نباشد، اطلاق کارگر به آن جاری و مشمول قانون کار می باشد.
شرط عدم شمول قانون کار در مورد کسانی که تحت قوانین خاص استخدامی هستند این است که استخدام کننده، مجوز قانونی برای تدوین قانون خاص استخدامی و استخدام بر اساس آن را داشته باشد.
کارگاههای خانوادگی کارگاههایی هستند که در آنها کار توسط کارفرما و همسر او و خویشاوندان نسبی درجه یک از طبقه اول انجام شود. خویشاوندان نسبی درجه یک از طبقه اول عبارتند از: پدر و مادر و اولاد و اولاد اولاد.
طبق مصوبه مورخ 95.8.26 هیات وزیران، خدام، کارکنان بقاع متبرکه، مساجد، حسینیه ها، تکایا، مدارس علوم دینی موقوفه، موقوفات عام غیر تولیدی تا تاریخ 1400.8.26 مستثنی هستند.
طبق دستورالعمل شماره 8 وزارتخانه (منظور از وزارتخانه، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و یا وزارت کار و رفاه اجتماعی پیشین است) سپاه و ارتش دارای قوانین خاص استخدامی بوده و کارکنان آنان از شمول قانون کار خارج هستند. مجموعه ارتش شامل: ستاد مشترک، نیروی زمینی، هوایی و دریایی و سازمانهای وابسته + وزارت دفاع که بخشی از دولت است و مسئولیت پشتیبانی از ارتش را بر عهده دارد. مجموعه سپاه شامل: مجموعه ستاد کل سپاه، حوزه نمایندگی ولی فقیه در سپاه، سازمان حفاظت و اطلاعات سپاه، نیروهای زمینی، دریایی، هوایی، مقاومت بسیج، قدس و سازمانهای وابسته.
طبق دستور العمل شماره 15 وزارتخانه، اعضای شورای حل اختلاف دادگستری مشمول قانون کار نیستند زیرا طبق ماده 35 قانون شوراهای حل اختلاف، عضویت در این شوراها افتخاری است و قوه قضائیه به تناسب فعالیت و میزان همکاری با قضات، اعضا و کارکنان شورا پاداش مناسب پرداخت می کند لذا مبالغ پرداختی، پاداش است و نه حقوق و کار تابع محسوب نمی شود.
طبق رای هیات عمومی دیوان عدالت اداری، کارگزاران دفاتر مخابراتی روستایی به عنوان پیمانکار محسوب گشته و هر نوع تنازع فی مابین آنان و شرکت مخابرات استانها در صلاحیت محاکم عمومی محل است.
طبق رای شماره 643 دیوان عدالت اداری، اشتغال کارمند دولت در غیر ساعات اداری در کارگاه بخش خصوصی مشمول قانون کار، منع قانونی ندارد و فی حد ذاته رافع مسئولیت کارفرما در پرداخت حقوق و مزایای استحقاقی کارگر بر اساس قانون کار نیست.
طبق ماده 45 قانون مدیریت کشوری مصوب 18/7/86، استخدام در دستگاههای اجرایی به دو روش استخدام رسمی برای تصدی پستهای ثابت در مشاغل حاکمیتی و استخدام پیمانی برای تصدی پستهای سازمانی و برای مدت معین انجام می پذیرد. دستگاههای اجرایی موضوع ماده 5 قانون مدیریت کشوری عبارتند از کلیه وزارتخانه ها، مؤسسات دولتی، مؤسسات یا نهادهای عمومی غیر دولتی، شرکتهای دولتی و کلیه دستگاههایی که شمول قانون بر آنها مستلزم ذکر و یا تصریح نام است از قبیل شرکت ملی نفت ایران، بانکها، بیمه های دولتی و ... .
طبق بخشنامه مورخ 15/12/90 وزارتخانه، مشاغل کارگری در دستگاههای دولتی عبارتند از پیشخدمت، سرایدار، نظافتچی، آبدارچی، آشپز، نامه رسان، نگهبان، تلفنچی، متصدی تاسیسات، راننده (در صورت استفاده از وسیله نقلیه دولتی) و متصدی چاپ و تکثیر.
طبق تبصره ماده 32 قانون مدیریت خدمات کشوری دستگاههای اجرایی می توانند در شرایط خاص با تایید سازمان تا 10 درصد پستهای سازمانی مصوب، بدون تعهد استخدامی و در سقف اعتبارات مصوب، افرادی را به صورت ساعتی یا کار معین برای حداکثر یک سال به کار گیرند. این افراد ذیل قانون کار قرار نمی گیرند. اگر قرارداد کار مدت معین افراد در قالب پستهای سازمانی تعریف نشده باشد، به استناد مواد 1 و 5 قانون کار و شمول عام این قانون، مشمول قانون کار هستند.
انشالله در بخش بعدی، نمونه هایی از سؤالات مطرح و رایج در رابطه با شمول قانون کار را مطرح خواهیم کرد.