نقد؛ بلا یا بالندگی؟
در این شرایط اگر انسانها تفکر انتقادی نداشته باشند، توانایی های خود را هدر میدهند، و به خود و دیگران آسیب میرسانند. البته نقد در زندگی انسانها ریشه ای دیرینه دارد و مختص دوران معاصر نیست.
عقلانیت انتقادی حاوی دو مفهوم کلی است . یکی عقل و دیگری نقد. تفکر انتقادی در واقع تفکری تحلیلی است. یعنی موضوع را میشکافد، اجزای آنرا میسنجد و شیوه ترکیب آنها را بررسی میکند. فوکو اعتقاد دارد تفکر انتقادی نحوه خاصی از تفکر، سخن گفتن به علاوه عمل کردن است، و رابطه ای است با آنچه که وجود دارد، آدمی میشناسد، انجام میدهد، و با جامعه، فرهنگ و دیگران موجود.
نقد و اصلاح با یکدیگر ارتباطی تنگاتنگ و اصیل دارند. زیرا عموما نقد وقتی مطرح میشود که منتقد، بخش مهمی از مبانی را قبول دارد و تایید میکند، اما در عین حال نواقص و معایبی که در طول زمان نمایان، یا ایجاد شده اند را مورد توجه قرار داده و با ارائه آنها اصلاحات و در نتیجه بالندگی امور را پی میگیرد. منظور از این برداشت، وقتیکه آنرا با دو مفهوم دیگر مقایسه کنیم بهتر درک خواهد شد. یکی محافظه کاری که تلاش در مطرح نمودن محاسن، و نادیده گرفتن یا توجیه کردن معایب دارد، و دیگری انقلاب که معایب را برجسته کرده، مبانی را زیر سؤال میبرد و مجموعه جایگزین متفاوتی را میطلبد.
هدف من از طرح کردن این موضوع، یادآوری اهمیت نقد و توجه دادن به نگاه اسلام در این باب است. یک سر بحثی که این روزها درباره شفاف بودن امور و پاسخگو بودن در قبال مسئولیتها در سطوح مختلف روابط اجتماعی مطرح است نیز به عقلانیت انتقادی میرسد.
در قرآن کریم با کمال صراحت آمده است: " ادع الی سبیل ربک بالحکمه والموعظه الحسنه و جادلهم بالتی هی احسن." (نحل، 125) هیچ مذهب دیگری را نمی یابید که پیروان خود را امر کند حتی در مسائل ماوراء الطبیعه از راه حکمت، یعنی راه عقل و علم وارد شوند. تقلید کورکورانه و بدون پشتوانه عقل و منطق بارها در قرآن مورد تقبیح واقع شده است و در موارد بسیاری در آیات و روایات جهل در مقابل عقل آمده نه علم. یعنی اینکه جهل بیشتر از آنکه بی علمی باشد، بی عقلیست.
اسلام نقد را در امر به معروف و نهی از منکر به عنوان ابزاری برای نظارت همگانی به رسیمت شناخته است. وقتی پیامبر اکرم (ص) میفرمایند "ثلاث لا یغل علیهن قلب امرء مسلم: اخلاص العمل لله والنصیحه الائمه المسلمین و اللزوم لجماعتهم." سه چیز است که کینه آنها در دل موئمن جای نمیگیرد: اخلاص در کارها برای خدا، خیر خواهی برای پیشوایان مسلمان و پایبندی به جامعه اسلامی، یعنی نقد را به عنوان مسیری برای مطالبه و معرفی احسن به رسیمت شناخته اند. اهمیت شورا در اسلام در واقع یکی از پایه های پذیرش رسمی انتقادورزی نسبت به حکومت است تا مردم بتوانند تصمیمات دولت را بویژه در حکومت غیر معصوم به دقت دنبال کنند. در واقع منع نقد، زمینه را برای خودکامگی و استبداد فراهم میکند. مسلمانتر از علی (ع) نداریم که فرمودند: از گفتن حق یا مشورت در عدالت خودداری نکنید، زیرا من خود را برتر از آن نمیدانم که اشتباه نکنم و از آن در امان باشم.
حضور مدام فضای نقد، یکی از الزامات توسعه میباشد و نظارت همگانی و مسئولیت در قبال جامعه، اگر در غرب با قد علم کردن در مقابل کلیسا حاصل شد، در اسلام تکلیف است.