زمینه های رویارویی مردم با دولت

در پی مرحله کوتاه آزادی، سلطنت مظفرالدین شاه از 1277 به بعد شاهد به صحنه آمدن مکرر مشکلاتی بود. سفرهای پرهزینه و تجملی و نیاز به استقراض خارجی، ناآرامی شهرها بر اثر افزایش بی رویه قیمت نان، حکومت خودسرانه حکام و ولایات، بد بودن محصول در سراسر کشور و رکود ناگهانی تجارت شمال ناشی از شیوع وبا، جنگ روسیه و ژاپن، و انقلاب متعاقب آن در روسیه، سبب گرانی یا افزایش سریع قیمتهای مواد غذایی در داخل ایران شد. در همان زمان، دولت با ملاحظه کاهش درآمد گمرکات، افزایش قیمت مواد غذایی، و رد شدن درخواستهایش برای اخذ وام خارجی جدید، عوارض بیشتری برای تجار بومی وضع کرد و بازپرداخت اقساط وام بستانکاران محلی را به تعویق انداخت.

 تجدید نظر دولت در مقررات گمرکی به نفع واردکنندگان کالاهای روسی و استفاده از بلژیکیها در اداره گمرک از 1278 به بعد و سپردن اداره گمرک به مسیو نوز بلژیکی، نارضایتی شدید بازرگانان ایرانی را برانگیخت. استفاده از بلژیکیها برای تغییر سازمان و اصلاحات گمرک به این دلیل صورت گرفته بود که امور گمرکی بدست اجاره داران محلی افتاده بود و آنها نیز برای جلب کالا به گمرکهای خود به رقابت با یکدیگر پرداخته و هرکدام سعی می کردند قیمتی کمتر از دیگری پیشنهاد کنند. از طرفی آنان بسیار بیشتر از آنچه در اول کار به دولت می پرداختند پول به دست می آوردند. بازده و درآمد گمرکات با حضور نوز بالا رفت، اما شکایات گسترده ای از تجار ایرانی می رسید که نسبت به آنها، در مقابل خارجیها و بخصوص روسها که در آن زمان با بلژیکیها روابط نزدیکی داشتند، تبعیض قائل می شوند. آنها از این بابت شاه، نخست وزیر و خارجیها را سرزنش می کردند.

مقرری معوقه سه ساله برخی از روحانیان پرداخت نشده بود و دولت در نظر داشت تا کنترل بیشتری بر املاک وقفی اعمال کند، پیروزی ژاپن بر روسیه در جنگ 1904-1905 م/ 1283-1284ش ، به ایرانیان مخالف با سلطه روسیه الهام می بخشید، که این موضوع تا انقلاب روسیه تداوم یافت. در واقع آخرین تکان را برای وقوع انقلاب بحران اقتصادی سالهای 1283 وارد آورد. این بحران اقتصادی فورا سه اعتراض عمومی را برانگیخت که هر یک از فبلی شدیدتر بود و به انقلاب توده ای 1284 ، انقلاب مشروطه انجامید، که محور تحولات اجتماعی ایران عصر قاجار بود.

اعتراضات مردمی و ایجاد مجلس مؤسسان

در اردیبهشت 1284 حدود دویست نفر صراف، دکاندار و تاجر تهران در مراسم عزاداری ماه محرم تظاهرات آرامی انجام دادند و از حکومت در خواست کردند مسیو نوز مدیر بلژیکی گمرکات را معزول سازد و قروضی را که از آنان گرفته بود تادیه کند. چون پاسخی نگرفتند مغازه‌های خود را تعطیل کردند. با پخش کردن عکس نوز در لباس ملایان در مجلس رقص، احساسات مذهبی را برانگیختند، و به سرکردگی شال فروش معتبری به سوی حرم حضرت عبدالعظیم به راه افتادند. پس از دو هفته مذاکره مظفرالدین شاه بیمناک از اعلامیه‌های آتشین و در آستانه سفر به اروپا با وعده و وعید  آنها را به سر کار برگردانید.  

اعتراض دوم هنگامی روی داد که حاکم تهران برای پایین آوردن قیمت قند و شکر دستور داد دو تن از تجاز عمده قند و شکر را چوب بزنند. یکی از قربانیان، تاجر هفتاد و نه ساله محترمی بود که به تعمیر بازار مرکزی و بنای سه مسجد در تهران کمک کرده بود. او بیهوده اعتراض می‌ کرد که گرانی نه معلول احتکار، بلکه ناشی از اوضاع مغشوش روسیه است. با پیچیدن خبر این بی حرمتی، مغازه‌ها تعطیل شد، مردم در مسجد جامع گرد آمدند و دو هزار نفر از تجار و طلاب علوم دینی به پیشگامی طباطبایی و بهبهانی در حرم عبدالعظیم بست نشستند. از همانجا چهار درخواست اصلی برای حکومت فرستادند: تعویض حاکم تهران؛ عزل نوز؛ اجرای احکم شرعی؛ و تاسیس عدالتخوانه. حکومت پس از یک ماه تلاش برای شکستن اعتصاب عمومی تهران، چون نتیجه‌ای نگرفت تسلیم شد.

سومین اعتراض پردامنه مردم در 1285 روی داد. سبب آن عمدتا کوتاهی شاه در تاسیس عدالتخوانه و عزل نوز، و از سویی اقدام نسنجیده نظمیه برای دستگیری یک واعظ به دلیل متهم ساختن علنی حکومت بود. دستگیری واعظ و دیگر مخالفان سرشناس سبب شد که انجمنهای مخفی اعلامیه‌های خشمگینی انتشار دهند و جماعت برانگیخته‌ای از طلاب به سوی مقر ماموران انتظامی به حرکت در آیند. در زد و خوردی، نظمیه چیها یکی از طلاب را که اتفاقا سید بود کشتند.

درگیری کوتاه ولی خونین بود. بیست و دو نفر جان باختند. و بیش از یکصد تن زخمی شدند. مخالفان، طباطبایی، بهبهانی و دیگر زعمای دینی پیشاپیش خانواده و اطرافیان خود و دو هزار طلبه به سمت شهر مقدس قم راه افتادند. حتی مجتهد سخت محافظه‌کار اما بسیار مورد احترام، شیخ فضل الله نوری نیز به معترضان پیوست. رهبران مذهبی از قم اعلام داشتند که پایتخت دیگر رهبر معنوی نخواهد داشت و بدین ترتیب امور شعیه و عقد معاملات راکد خواهد ماند مگر اینکه شاه به وعده‌های قبلی‌اش عمل کند. به این ترتیب روحانیت اعتصاب کرده بود.

پس از اعتصاب روحانیت و حرکت به سمت قم، دو تن از تجار که یکی از آنها عضو انجمن مخفی بود، با دیپلماتهای انگلیسی در سفارت آنان تماس گرفته و از آنها اجازه بست‌ نشینی در باغ سفارت را گرفتند. جماعت را که عمدتا اهل بازار بودند، کمیته سران اصناف سازمان می داد.

برای صنوف گوناگون چادر درست کرده بودند، برای حفاظت از اموال نظم برقرار می کرند و تظاهرات زنان در بیرون کاخ شاه و سفارت را ترتیب می داند. این کمیته همچنین بر ورود تازه واردها به باغ سفارت مراقبت می کرد و پس از هفته اول فقط محصلان و معلمان دارالفنون و مدارس کشاورزی و علوم سیاسی را می پذیرفت. علاوه بر این از باب احتیاط با جمع آوری پول از تجار توانگر به کارگران فقیری که نمی توانستند اعتصاب طولانی را تاب آرند، کمک می کرد. تعداد این افرا به 14 هزار نفر رسید.

دربار ابتدا معترضان را گروهی خائن مزدور انگلیس خواند. اما با اعتصاب عمومی در تهران و سیل تلگرام از ایالات در پشتیبانی از معترضان روبرو شد و مجلس اسلامی را که کمتر دموکراتیک می نمود پیشنهاد کرد. اما دوباره با درخواست مذاکره ناپذیر مجلس ملی، تلگرافهایی ار باکو و تفلیس مبنی بر تهدید به فرستادن داوطلبان مسلح، شکاف فزاینده بین محافظه‌کاران و میانه‌ روهای حکومت، و این خبر مرگبار که حتی قزاقها آماده رفتن می‌شوند، عقب نشست.

مظفرالدین شاه، مشیرالدوله یکی از مقامات ارشد و لیبرال‌منش را صدراعظم خود قرار داد و فرمان گشایش مجلس مؤسسان را امضاء کرد. یک هیئت موقت برای تدوین انتخابات و سازماندهی اساس مجلس تعیین گردید. در این هیئت بیش از دو هزار نفر از مردم مشارکت داشتند. مجلس مؤسسان برای تدوین قانون انتخابات مجلس ملی آینده با عجله در تهران گشایش یافت در حالیکه نمایندگان عمدتا تجار، روحانیون و رؤسای اصناف بازار تهران بودند. جای تعجب نیست که قانون انتخابات بازتاب زمینه های اجتماعی و منطقه‌ای آنان بود.