دیدگاه آقای خانجانی (وبلاگ شب بی چراغ) و آنچه خودم فکر میکنم را درباره پست قبل، به دلیل طولانی بودن مطالب، طبق روال وبلاگ در این پست مطالعه میفرمایید.

.......................................

سلام

به نظر شما آنچه که ما از حکومت اسلامی می خواهیم (اسلام ظهور یافته در اداره جامعه) در زمان محمد (ص) تشکیل شده بود؟ یا در زمان علی (ع)؟ (نمونه دیگری هم وجود دارد؟)

 

چه فرقی وجود دارد بین "حکومت" و "دولت"؟

 

و اگر آنچه در زمان رسول (ص) و امیر (ع) نمونه های مطلوبی بوده می تواند امروز هم به همان شکل در جوامع مدرن اجرا شود؟

 

چرا ادامه حکومت محمد (ص) می شود نزاع پیروان علی و پیروان بزرگان "عرب" ؟(روی "عرب" تاکید کردم یعنی بزرگان عرب سنتی و نه بزرگان اسلام)

 

چگونه است که حکومت علی از پس یک نا آرامی اجتماعی شروع می شود نزدیک به 5 سال درگیر جنگ با مسلمانان خروج کرده به تعبیر ما خوارج و دوستان قدیم  ( طلحه و زبیر و عایشه) پیش می رود و آخر سر نیز به قتل (شهادت) امیر (ع) توسط همان مسلمانان اسمی و یک نا آرامی دیگر ختم می شود؟

 

اسلام حکومتی (و یا دولتی نمی دانم) را باید کجا جست؟

 

حسین (ع) یک "فرد" بود ، چگونه امکان دارد اندیشه او را در "جامعه" تسری داد؟در زمان خود ایشان هم جامعه شان ایشان را نمی پذیرفت ، و چگونه خواهد امروز از پس 14 قرن و ابزارهای انتقال نادرست بسیار؟

 

دغدغه من دین است ، دین جاری در جامعه که توسط حاکمان دینی اجرا و نظارت می شود و توسط مردم پذیرفته و عمل می شود ، شما در جامعه شناسی می دانید که این حکومت و ملت چه مختصاتی دارند؟

 .................................................

 سلام

 من متاسفانه نمیتوانم به سؤال شما درباره نوع حکومت و ویژگیهای آن در زمان محمد(ص) یا علی(ع) پاسخی دقیق و علمی دهم. کسانیکه در زمینه تاریخ اجتماعی شبه جزیره عربستان تخصص داشته باشند، قادر به ارائه پاسخی علمی خواهند بود.

 

 State در ایران به معنای حکومت، نظام سیاسی و قواعد، و government  به معنی دولت و معادل قوه مجریه است.

 

برای اسلام حکومتی در عصر حاضر نمونه ای وجود ندارد و آنچه که در زمان پیامبر پیاده شد را نیز نمیتوان در این عصر دوباره تکرار کرد. به این دلیل که جهان امروز متفاوت از جهان آن روزگار و مردم امروز متفاوت از مردم آن دوره اند. اما کاری که میتوان امروز انجام داد این است که با استفاده از سازوکارهای دموکراسی که در حال حاضر بهترین شیوه ای است که انسانها برای "برقرای قانون" به آن دست یافته اند (والبته این به معنای بی عیب بودنش نیست!)، کسانیکه در راس قدرت قرار میگیرند و یا اختیار مدیریت منابع و برنامه ریزی به آنان محول میشود را در قبال جامعه پاسخگو نگهداشت. قوانین میتوانند در راستای اصول اسلام که توسط صاحبنظران این حوزه مشخص میشود، ویژگیهای تاریخی ایران و عرف زندگی مردم تنظیم گردد.

 

 اینکه چرا در زمان پیامبر یا علی(ع) کشمکش و درگیری همواره وجود داشته، من فکر میکنم به این دلیل بوده است که ساختارهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و شیوه های توزیع قدرت و منافع، در تضاد با آن چیزی قرار داشت که توسط پیامبر عرضه شده بود. در واقع پیامبر با پیام برابری و عدالت در سرزمینی که با قواعد زندگی قبیله ای و عشیره ای اداره میشد، نیازی را بوجود می آورد که شبکه پذیرفته شده و جاافتاده مدیریت جامعه را دچار تنش میکرد.

 

 خلیفه های پس از پیامبر، نرمش بیشتری برای تطبیق فرامین اسلام با قواعد سنتی جامعه بادیه نشین عرب نشان دادند و توانستند حمایت بیشتری را برای اجرای برنامه هایشان جلب کنند، اما از طرف دیگر سبب پا گرفتن خوارج شدند که حکومت آنها را حکومت اسلام نمیدانستند. علی(ع) نیز با همین چالش روبرو بود. با این تفاوت که انعطافپذیری او برای تطبیق فرامین اسلام با مطالبات گروههای صاحب قدرت، به اندازه خلفای پیشین نبود. بنابراین از جانب آنان هم تهدید به حساب می آمد.

 

 امام حسین یک فرد است، اما بعضی از افراد تبدیل به نماد برخی از مفاهیم و آرمانها میشوند. آنچه که باید تسری داده شود این مفاهیم و آرمانهاست. آرمانهایی که همین امروز سازمان بین المللی حقوق بشر برای اجرایش به خودش حق میدهد به همه جا سرک بکشد. ما کوزه گرانی هستیم که با ترس و لرز، از کوزه شکسته آب میخوریم.

 

 امام حسین در یک جامعه آزاد زندگی نمیکرد. هیچ سازوکار جاافتاده ای برای آزادی بیان و اندیشه و سؤال پرسیدن از صاحبان قدرت وجود نداشت. ایشان قادر نبود به تنهایی و یا با امکانات اندکش با هجمه ها، تبلیغات سنگین و دسیسه های صاحبان قدرت مقابله کند و بنی امیه را وادار به پاسخگویی نماید. بنابراین فریفتن عوام برای یزید خیلی سخت نبود.

 

 متاسفانه متوجه منظورتان از سؤالی که در آخر مطرح کردید نشدم.

.........................

بقیه بحث را میتوانید در بخش نظرات دنبال کنید.