نگاه دوستان (9)
پست زیر در پاسخ به پرسش جناب آقای دکتر بهرنگ صدیقی نوشته شده است. خدمت استاد، عرض سلام و ادب دارم و از حضور و همراهیشان بسیار سپاسگزارم.کامنت ایشان و پاسخ بنده را ملاحظه می فرمایید.
..........................................................................................................................................
ممنون جناب محمودیان
موافق شما و دیگر دوستان هستم که تاریخ مهم است و چه خوب که تمرکزتان را بر آن گذاشته اید.
داده های خوب و مفیدی هم در یادداشت تان هست.
فقط یک پرسش: چرا روایت تاریخ ایران را از صفویه آغاز کرده اید؟ چرا قبل تر یا بعدتر نه؟
..........................................................................................................................................
اگر نامهایی مانند ایران، یونان، هندوستان و چین، صرفا برای مشخص کردن مساحتی از کره زمین با حدود تعیین شده از طریق قواعد سیاسی بکار برده نشوند، نمیتوانیم ذخیره عظیمی از فرهنگ، اندیشه و تمدن بشری را که این نامها با خود حمل میکنند، انکار کنیم و یا نادیده بگیریم. ذخیره عظیمی که در پس تاریخ نامهایی مانند امریکا یا کانادا دیده نمیشود.
ایران کشوری است که مردمش امروز هم در هر کجا که باشند، میتوانند به عدالت نوشیروان و آزادگی کوروش ببالند، اما مراد من از این روایت، یادآوری جلال و شکوه پادشاهان گذشته ایران نیست، بلکه هدف، بدست آوردن تصویری کلان و آکادمیک از روابط متقابل بین ساختارهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی کشور است. روابطی که زمینههای ظهور و بروز تغییرات اجتماعی را فراهم کردهاند و میتوانند در شناخت موقعیت ایران معاصر کمک کننده باشند.
مجموعهای از شرایط ملی و فراملی سبب بوجود آمدن چیزی شد که ما امروز به عنوان جهان توسعهیافته سرمایهداری می شناسیم. در سالهایی که سرمایهداری در حال پا گرفتن و ریشه دواندن در تاریخ بود، ایران، دوران صفویه را تجربه میکرد. امپراتوری ایران در زمان شاه عباس صفوی، بزرگتر از امپراتوریهای تزار روسیه، عثمانی و هندوستان بود، اما در آن زمان بخشی از جهان سرمایهداری در حال ظهور نشد و اوضاع به گونه ای پیش رفت که در زمان قاجارها در شرایط وابستگی و کاملا در حاشیه این جهان قرار گرفت. چطور شد که ایران جایگاه خود را به عنوان قدرتی تاثیرگذار بر تحولات بین المللی از دست داد؟
برای یافتن پاسخ این پرسش باید به رابطه ایران با جهان در حال صنعتی شدن و کنش متقابل بین قدرتهای خارجی با ساختارهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی از پیش موجود توجه کرد. لازمه چنین بینشی، فراتر رفتن از تعریف وقایع تاریخی و قرار دادن رویدادها در یک چارچوب فراگیر، بر اساس قواعد جامعه شناختی است؛ چارچوبی که برای تدوین تحلیلی جامع، ماهیتی بین رشتهای خواهد یافت.
برای ایجاد نگاهی کلان و علمی به تاریخ از منظری جامعه شناختی، پس از تحقیق و پرس و جو، منابع یاد شده و مقطع مورد نظر فوران، به عنوان بهترین کتابهایی که بر اساس قواعد آکادمیک نوشته شدهاند، و بهترین نقطه برای یافتن شناختی کلی از تاریخ معاصر ایران به من معرفی شد. البته چنین برداشتی از اهمیت تاریخ نگاری و یا مطالعه متون مختلف نگاشته شده درباره مقاطع مختلف تاریخی نمیکاهد، چرا که همین دادههای پراکنده در نهایت مبانی تعریف نظمی کلان را بوجود میآورند.